الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )

266

أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )

الف ) آنكه خودش موجب علم به حكم شرعى باشد ؛ ب ) آنكه دليل قطعى بر حجيت آن در دست باشد . الف ) بررسى علم‌آور بودن قياس قياس در اصطلاح اصول از نوع استدلالى است كه در منطق تمثيل خوانده مىشود . منطق‌دانان گفته‌اند : تمثيل علم‌آور نيست ، چرا كه تشابه دو چيز در يك يا چند امر مستلزم تشابه آنها در همهء امور نمىباشد . اشكال : اگر بدانيم امر مشترك ميان الف و ب ، علّت تامهء ثبوت حكم ج براى الف است ، دانسته مىشود آن حكم براى ب نيز ثابت است . پاسخ : عقل نمىتواند مستقيما به ملاكات و علل احكام دست يابد ، چرا كه اين‌ها امورى هستند كه ريشه در وضع شارع دارند و همچون ديگر امور وضعى و قراردادى ، جز از ناحيهء وضع‌كنندهء آنها دانسته نمىشوند . البته عقل نظرى از طريق ملازمات عقلى قطعى مىتواند پاره‌اى از احكام شارع را تشخيص دهد ، اما در قياس چنين ملازمه‌اى تشكيل نمىشود . ان ملاكات الأحكام لا مسرح للعقول ، أو لا مجال للنظر العقلى فيها ، فلا تعلم الا من طريق السماع من مبلغ الأحكام الذى نصبه اللّه تعالى مبلغا و هاديا . و الغرض من كون الملاكات لا مسرح للعقول فيها ان أصل تعليل الحكم بالملاك لا يعرف الا من طريق السماع لأنه أمر توقيفى . آرى ، اگر شارع خودش بيان كند كه علّت حكم الف ، ج است و 1 ) بدانيم كه ج علّت تامهء حكم است و 2 ) بدانيم كه ج در ب نيز موجود است ، مىتوانيم نتيجه بگيريم كه همان حكم الف براى ب نيز ثابت مىباشد . نعم ، إذا ورد نص من قبل الشارع فى بيان علة الحكم فى المقيس عليه فانه